از بدترین عادتهای تابستون اینه که ساعت خواب کل خانواده علی الخصوص من به هم میریزه...امروز کلی برنامه داشتم ولی از اونجایی که دیشب دچار بی خوابی مفرط بودم و به هر در و دیواری که زدم زودتر از ۴ نتونستم بخوابم و به تبع اون صبح هم هر چقدر آلارم گوشی بیچاره زنگ زد باز هم نتونستم بیدار شم،در واقع هیچ کدوم از کارهای برنامه انجام نشد...
دیشب از شدت بیخوابی کتاب برنامه نویسی سی پلاس پلاس اول دبیرستان رو بعد ۸ سال باز کردم و تلاش کردم دوفصلش رو هم خوندم...کتابی ک هیچ وقت فرانر از سه چهار صفحه نمی رفتم...
قصد دارم امروز کلی فعالیت فیزیکی داشته باشم تا حسابی خسته باشم شب...به همین منظور علاوه بر اناق خودم سخت کوشانه در تلاشم اتاق برادران محترم رو هم تمیز کنم ولی فعلا موفق نبودم و لعنتی تموم نمیشه...خسته شدم اه...