من آدمیم که مناسفانه همیشه خودمو با بقیه مقایسه میکنم و فکر میکنم مرغ همسایه غازه...این اواخر در راستای قدم بزرگی که پدر برداشتن،یه مقدار زیادی وضعیت اقتصادی خانواده بغرنج شده و من طبق معمول شروع کردم به نق زدن که آقا فلانی و فلانی پس چجوری زندگی میکنند و اینها و بعد به این فکر نکردم که همون فلانی یه بچه که شیرخشک میخوره و مای بیبی استفاده میکنه و دوتا بچه ی مدرسه ای که کلاس میرن خوراکی میخرن هر روز و ...و یه دانشجو که هزینه رفت و برگشتش هر روز فقط نزدیک ۵ تومنه ندارن....و ما بقی خرج و مخارج یه زندگی ب کنار...فهمیدم چقدر ادم قدر نشناسی هستم...و چقدر بی مسولیتم که هنو دستم جلوی پدر درازه...